یکشنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
آخرین خبر با عنوان ، «موسسه فرهنگی هنری مکعب سفید» برگزار می کند: ✨ جنگ بزرگ شادی✨ در 10 ساعت قبل منتشر شده است .
»   تیتر یک, فرهنگ, نخبگان  »   مصاحبه انارپرس با دکتر نرگس باقری
۲۱ فروردین ۱۳۹۲ , ساعت ۱۹:۱۳
مصاحبه انارپرس با دکتر نرگس باقری

مصاحبه انارپرس با دکتر نرگس باقری

محمدرضا نسب عبداللهی: دکتر نرگس باقری دکترای زبان و ادبیات فارسی خود را از دانشگاه تهران اخذ کرده و استادیار زبان و ادبیات فارسی است. وی در سال ۱۳۹۰ برگزیده جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی در بخش “کودک و نوجوان” شد.

از دکتر باقری تاکنون چندین کتاب منتشر شده است. همچنین مقالات تخصصی متعددی از این نویسنده، شاعر، منتقد و پژوهشگر ادبیات داستانی در نشریات پژوهشی داخل و خارج از کشور منتشر شده است. برخی از آثار او عبارتند از زنان در داستان، باران را چه جوری ببافم، نمکو، یک پرتقال کال کوچولو، سوسکچه و برق برقی و مجموعه شعر از هزاره ی ترنج که از سوی انتشارات مروارید منتشر شده است.

انارپرس با دکتر باقری، عضو هیات علمی دانشگاه ولی‌عصر (عج) مصاحبه‌ای انجام داده که متن کامل آن در زیر آمده است.

در مصاحبه‌های قبلی‌تان خواندم که ورودتان را به عرصه شاعری محدود به دوره خاصی نمی‌دانید. می‌خواهم از شما بپرسم زادگاه‌تان انار چه نقشی در راهی که اکنون هستید، داشته است؟

پیش ازین در مصاحبه‌ای که در دست چاپ است در مورد نقش جغرافیا و محیط دوران کودکی گفته‌ام. برای من شعر از همان تصاویر و آواهای کودکی شروع شده است. آنجا هم گفته‌ام داشتن چنین کودکی‌ای شانس هر کسی نیست. زندگی با گیاهان و طبیعت و تصویرهای شاعرانه‌ای چون مزرعه های آفتاب‌گردان، پنبه، درخت‌های سنجد، بازی کردن در جوهای مرطوب که برگ و گل  با خودشان می‌آورند. شنیدن صدای نقش‌خوانی از پشت دارهای قالی. زندگی زیر نور سبز امامزاده و تماشای این نور در غروب‌ها، همه این‌ها در شعر و ساختن دنیای ذهنی آن نقش دارند. در شعرهای من می‌توان ردّ پای کودکی‌ها و محیط زندگی‌ام را پیدا کرد. حتی الان به یاد شعری افتادم که فرم آن را از یک آیین بسیار قدیمی که در انار اجرا می‌شده است گرفته‌ام. برایم تعریف کرده‌اند که وقتی باد شدید می‌آمده زنان دو دسته می شده‌اند و یک عده‌شان می‌گفتند: کجا می‌رین؟ و زنان  گروه دیگر جواب می‌دادند: می‌ریم به داد از دست باد و دوباره زنان دسته  اول می‌گفتند: نرین به داد، می‌افته باد! و این‌طوری باد را می‌ترسانده‌اند. این آیین‌ها سرشار از ایده هستند.

در جایی گفته‌اید کتاب “پشت پنجره‌ای که شیشه نداشت”، مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه است که در فضای بومی می‌گذرد، آیا این کتاب در فضای انار می‌گذرد یا موضوع چیز دیگری است؟

بله مربوط به دنیای بچگی من و برخی از سنت‌ها هستند. مثلا یکی از آن‌ها در عین اینکه قصه خود را دارد، رسم قدیمی “بویی کردن بچه” هم در آن آمده است. همان که گل محمدی زیاد جمع می‌کنند و بچه را زیر گل می‌خوابانند تا به بو عادت کنند و بعد از آن سر درد نگیرد. با همکاری اداره فرهنگ و ارشاد انار، کارگاه داستان‌نویسی‌ای در انار برگزار می‌شود و من همیشه تاکید می‌کنم که  نباید از محیط اطراف و سوژه‌های آن غافل شد. سر کلاس‌هایم هم همیشه می‌گویم که قدر کلمات محلی، لالایی‌ها، دوبیتی‌ها و قصه‌های قدیمی را بدانید. این‌ها هویت ما هستند و باید به نسل‌های بعدی منتقل شوند.

 نوشتن برای کودکان و از کودکان چه حسی دارد؟

نوشتن کار سختی ست، برای کودکان نوشتن سخت‌تر است، چرا که باید مخاطب را هم بشناسی و بتوانی طوری بنویسی که حوصله کند و بخواند یعنی علاوه بر نکاتی که برای بزرگسالان رعایت می‌کنی باید موارد دیگری را هم رعایت کنی. اما این کار بسیار شیرین است. ورود به دنیای کودکان روح را بزرگ می‌کند. برای من تجربه زیبایی است و چون به تازگی درین مورد دلگرم‌تر هم شده‌ام قصد دارم به امید خدا به طور جدی‌تر و خیلی حرفه‌ای تر از سابق آن را دنبال کنم.

 چه کتاب‌هایی در دست انتشار دارید؟

در حال حاضر  سه داستان به نام‌های گیسو طلا رفته بود، می‌روم اسم امروزم را پیدا کنم، کلمه‌هایم رفته‌اند شمال را در حوزه کودک و نوجوان زیر چاپ دارم.  مجموعه شعر دومم هم آماده چاپ است.

و سخن پایانی…

برای مردم سلامتی و شادی  آرزو می‌کنم. برای جوانان و کم سن و سال‌ترها شادی روز افزون و امید به زندگی را. دوست دارم نا امید نباشند و به رویاها و آرزوهایشان فکر کنند. اعتماد به نفس و جرات پی‌گیری خواسته‌هایشان را داشته باشند. خوشبختی در درون آن‌هاست. امیدوارم در کنار زندگی مرفه مردم و در خانه‌ها کتاب هم باشد و بچه‌ها با کتاب بزرگ شوند. در شهر محافل ادبی برگزار شود و حافظ و فردوسی و غیره مورد توجه قرار گیرند. بزرگ‌ترها با جاه‌طلبی خودشان و عدم آگاهی، بچه‌ها را مجبور به انتخاب رشته خاصی نکنند و مسولان درین زمینه بچه‌های ضعیف را به رشته‌هایی چون ادبیات و علوم انسانی نفرستند. این رشته‌ها زیربنای فکری و فرهنگی ما هستند و با اندیشه‌های فلسفی و دینی ما آمیخته‌اند.

و در آخر تشکر از همه آنها که زندگی را زیباتر می کنند. آن‌ها که به استعداد ما گرما می‌بخشند، بزرگ‌ترین خورشیدهای جهانند.

16 دیدگاه برای مصاحبه انارپرس با دکتر نرگس باقری

  1. یه نگاهی به دورو برتون بندازید
    -3

    فکر نکنم یه بار هم انار اومده باشه

  2. mig.....mig
    +3

    بازم خوبه اثار تاریخی شهرتونو به نمایش گذاشتین بعدشم خیلی خوبه که نخبه ها وبرگزیده های شهرتونو گذاشتین تاما بشناسیمشون ….عالیه مرسی

  3. +2

    سلام گل نرگسم !
    سلام خانم دکتر نرگس باقری افتخار سالهای دوران مقدس معلمی ام !
    سلام دختر خوب قدیمم و بانوی بزرگ آینده ی شهر و دیارم !
    امروز بعد از سالها چشمم به چهره ی مهربانت در تصویر افتاد و گل از گلم شکفت .
    امروز نگاهم با نگاه دیدگان روشنت تلاقی کرد و نور گرفت .
    امروز کلام زیبایت را خواندم و به دلم نشست و جاری اشکم را دیدم که بر گونه ام فریاد دارد از تفسیر شغل مقدس معلمی که خیلی ها ارزش آن را نمی دانند .
    نمی دانند چه لذتی دارد وقتی حاصل سالهای تلاش صادقانه ی خود را در چهره ی ماندگار دیگران می بینی .
    چقدر زیباست زمانی که نزد دانش آموزت میروی برای مداوای درد ی که بر جسمت ظاهر شده است .
    چقدر با شکوه است آنگاه که شاگرد مهربانت به عنوان همکار در کنارت راه میرود ،حرف می زند و علم می آموزد .
    چه عارفانه است آنگاه که می شنوی شاگردت می تواند طبیب دل بیمارت شود ،روحت را آرامش دهد .
    در دل آسمانها به پرواز در آید و قلب ابرها را بشکافد .در اعماق زمین راه یابد و مجهولات را کشف کند .
    مهندس شود و علم هندسه را به اوج برد …
    شعر بگوید و شعر بسراید ،بنویسد ،بنگارد ووووو……این است معجزه ی شغلی که معلمی نام گرفته ..
    بیا تا بر دستان معجزه گرت بوسه زنم و خاک پایت را توتیای چشمم سازم معلمم ،همکارم ،همتایم !
    زنده باشی نرگسم
    جاوید مانی معلمم

    هرکجا عشق آید و ساکن شود
    هرچه نا ممکن بود ممکن شود
    در جهان هرکار خوب و ماندنی ست
    رد پای عشق در آن دیدنی ست

  4. نرگس باقری
    +1

    بانویی هم بود که از آفتاب و آیینه نشانی داشت. یک بیتی هم بود که هر از گاهی یادآوری می کرد:
    کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش / کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی؟
    و نمی دانست که ممکن است سالها بعد هنوز هم صدایش و هم آن بیت در ذهن دخترکی مانده باشد و هر از گاهی به خودش نهیب بزند. او اگر شاد است باید بداند که بیش از او همان دختر کوچک شاد است . پر گرفته از  دنیای برساخته ی او تا حوالیِ دور.
    که یکبار دو پای کوچک از کناره ی کویر گذشتند و در آبهای جهان، شاید جایی مشرف به دریای تاسمانی بزرگ شدند. گاهی هم دست در زلال می برد و کلمات از دهان ماهی می گرفت و می بوسید.
    یکبار هم نشسته بود که به او خبر دادند آن بانوی آفتاب و آینه آمده است این سوی کلمات که یکباره هجوم اشک و بغض سالیانِ دور.
    و همینطورها بود که این صفحه دریچه ای شد برای حس حضور دوست و دست بوسی مادر کلمات.
    بانوی خوبیها!
    اشتیاقت را پاس میدارم
    و دست مهربانت را صمیمانه و گرم می بوسم
    با مهر
    نرگس باقری

  5. +1

    فروزنده غیاثی:: سلام گل نرگسم
    سلام ماهم ،سلام دختر گلم
    باز به اشک نشاندی چشمی را که از شوق گریست روزی که فهمید رتبه ی کشوری آوردی در المپیاد ادبی .
    کلام قشنگت بخاطرم آورد مقاله های زیبائی که در صبحگاه مدرسه میخواندی .
    به تو مینازم مثل مادری که با فخر به فرزندش نگاه میکنه
    درخیال در آغوشت میکشم تا بوی تنت رو حس کنم و گرمی وجودت ،به من ناتوان انرژی بده
    دوستت دارم گل نرگسم
    می بالم به تو نازنین دخترم
    افتخارمی خانم دکتر عزیز …
    سپاس که آمدی

  6. ع
    0

    سلام خانم باقری شما را میشناسم و بسیار خوشحالم از اینکه موفق هستین
     

  7. 0

    سلام خانم باقری.خیلی خوشحالم که موفق هستید

  8. فرخنده زمانی نژاد
    0

    خانم باقری از آشنایی با شما بسیار خشنودم وافتخار میکنم که در دانشگاهی مشغول به تحصیلم که شما در آن به تدرس مشغولید روزتون پیشاپیش مبارک

  9. بھروزعلیمرادی
    0

    سلام استاد:ازاینکھ افتخارشاگردی شمار داشتھ ام بھ خود میبالم

  10. بيكار
    0

    افریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین نرگس خانم ایشالا که همیشه موفق بااااااااااااااااااااااشی ایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشالا

  11. صبا
    0

    اشعار دکتر باقری خاص و برای من بسیار الهام بخش و لذت بخش هستند . تلاششون برای دانشجوها قابل ستایش ومن به شاگریشون افتخار میکنم .

  12. حدیث نعمتی
    0

    سلام استادواقعاخوشحالم ازینکه دانشجوی شماهستم.واینکه درین مدت باعشق زندگی کردن وگذشت ازفراسوی نیک وبدرا ازشمااموختم

  13. زهرا عوض پور
    0

    بهترین آموزگاران،ناآموزگاران و بهترین مربیان نامربیانند.                                                                کسانی که آموزش نمی دهند،اما روح آموزش و مخزن دانش را در ذات مخاطبان به بازیابی فرا میخوانند
    چنین کسانی که آموزگارنیستند بزرگترین آموزگاران اخلاق هسنند.                                             
      با این همه عجیب که در حق این استادان نا سپاس هستم…                           

  14. App
    -1

    سلام چرا بقیه کسانی که دکتری ادبیات از دانشگاه های معتبر را دارن معر فی نمی کنین؟ممنون میشم.

  15. App
    -3

    سلام. فقط در شهر ما خانم باقری دکتری ادبیات و استاد دانشگاه هستند که شما ( اقای عبداللهی) فقط با ایشون مصاحبه کردین؟ ……

  16. zahra nazari
    0

    سلام…. بسیار خوشحالم که امسال با شما آشنا شدم و افتخار شاگردی داشتم… امیدوارم در سال های بعد هم این افتخار نصیبم شود …….بهترین استاد.

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • تازه‌ترین خبرها