یکشنبه, ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
آخرین خبر با عنوان ، «موسسه فرهنگی هنری مکعب سفید» برگزار می کند: ✨ جنگ بزرگ شادی✨ در 10 ساعت قبل منتشر شده است .
»   اخبار انار, میراث  »   بیاض از سپیدی تا روسپیدی؛ گذری بر فراز و نشیب طی چند قرن
۱۶ دی ۱۳۹۵ , ساعت ۱۴:۴۸
بیاض از سپیدی تا روسپیدی؛  گذری بر فراز و نشیب طی چند قرن

بیاض از سپیدی تا روسپیدی؛ گذری بر فراز و نشیب طی چند قرن

تحقیق زیر که در خصوص «بیاض» شهرستان انار است از سوی حسین عبدلی انجام شده است.

💫بــــــــــیــــــــــــــــــــــا‌ض💫
“بیاض از سپیدی تا روسپیدی”

گذری بر فراز و نشیب طی چند قرن
دهستان بیاض در مرکزیت تقریبی جغرافیایی کشور ایران و در مجاورت جاده انشعابیِ تجارت اَدویه و منسوجاتِ جاده تاریخی ابریشم و جاده یزد – کرمان امروزی واقع شده است که با طی مسافتی تقریباً ۱۶۵کیلومتر از هر سو به شهرهای یزد یا کرمان می‌رسد و در ۶۵ کیلومتری شهرستان رفسنجان و ۲۵ کیلومتری شهرستان انار قرار دارد.

واژه [بیاض] از الفاظ کهن پارسی می‌باشد که خاصه در نامگذاری این سرزمین به معنای سپید که به واسطه وجود کشتزارهای وسیع پنبه در گذشته‌های دور‌تر تا گذشته‌ای نه چندان دور در این منطقه به این نام مشهور بوده است و می‌باشد.

البته زمین بیاض نیز به ملکی گفته می‌شود که موات نباشد و بلااستفاده باشد که احتمال بسیار ضعیفی است ب جهت نامگذاری این مکان، چون از دیرباز تا به امروز به جهت مساعد بودن برای زراعت همواره مورد استفاده کشاورزان قرار داشته است.

دشت بیاض حاصل از انباشت آبرفتهای حاصلخیزی است که از ارتفاعات بالادست طی سالیان توسط سیلابهای فراوان تشکیل شده است که با‌‌ همان آب قنوات و جویبارهای بالادست آبیاری می‌شده است و تا به امروزه که هنوز روند کوچکی از آن پابرجاست.

از گذشته‌های دور‌تر اطلاعات زیادی موجود نمی‌باشد به جز آثار تاریخی به جای مانده که خود آن‌ها گویا‌تر از صد‌ها کاتب‌اند.

بنابر گواه تاریخ، زندگی درین آبادی بزرگ و باستانی در گذشته‌های دور رونق فراوانی داشته و مردمان این سرزمین در آرامش و رفاه می‌زیسته‌اند تا اینکه سلسله منحوس و منفور قاجاریه روی کار آمد که باعث بیچارگی و عقب ماندگی تمام ایرانیان شد و ما نیز از عواقب و ترکش‌هایش بی‌نصیب نماندیم.

آنچه که پُر مُسَلَّم است نزول و وقوع بلایای آسمانی و طبیعی در طول ادوار تاریخ اَست که ضررهای مالی و بعضاً جانی بسیاری را به مردم تحمیل می‌کرد و سال‌ها عقب ماندگی و قحطی را نیز به دنبال داشت اما تاریخ دقیقی از این وقایع ذکر نشده است و روایت‌ها متفاوت اَست، مثل سالِ سیلی، سالِ تِغِری (تگرگی) و سالهای طوفانی اما در حدود صدوهشتاد تا دویست و بیست سال قبل بیماریِ طاعون و قحطی روستا را فرا گرفت و عده زیادی از بین رفتند یا مجبور به مهاجرت شدند و بعد از ختمِ به خیر شدن قضیه، آبادی ساکنانِ جدیدی نیز به خود دید که بعد‌ها از مردمِ همین خِطه شدند.

در زمان مشروطیت و قشون کِشیِ انگلیس غاصب به بهانه تأمین امنیت (پلیسِ جنوب) و در هنگام عبور قشونِ بیگانگان این تکه از خاک وطن نیز در اَمان نماند و مورد گزند و دستبرد سربازان و مستشاران انگلیسی قرار گرفت و روستا خالی از آذوقه شد و تمام دسترنج مردم به علاوه تمام احشام و حیوانات و حتی لوازم منازل به غارت رفت و رُعب و وحشت آبادی را فرا گرفت و باعث ایجاد قحطی شد و مردم زیادی متواری شدند اما به واسطه برکت قنوات پرآب و اِراده ستمدیدگانِ سختکوش دوباره امید به آبادی بازگشت و زندگی دوباره جریان یافت. (نیم قرن بعد در جریانِ جنگ جهانی یکی از اهالی شجاع و زیرک در عوضِ تلافی به انگلیسی‌ها مقدار زیادی هیزم یک سر کَنده فروخت.)
در سال هزارودویست و هشتاد و پنج،  یکبار دیگر بیماری وبا در مناطق جنوبی کشور همه گیر شد و تلفات زیادی را متحمل ساکنین نمود، اما هرچه بود باز هم نتوانست قلب تپنده بیاض را از پای درآورد و گذشت.

در حدود هفتاد و پنج تا صد سال قبل ناامنی در منطقه بیداد می‌کرد و مردم از کمین و باج گیری راهزنان و یاغیان در اَمان نبودند. کوچکعلی شیبانی دهجی و حسینعَباس میمندی نمونه‌ای از یاغیان و گردنکشان منطقه بودند که هراز گاهی طلب مال یا آذوقه از مردم می‌کردند که به واسطه قدرت فراوانشان چاره‌ای جز تن دادن به خواسته‌هایشان نبود تا جایی که تیمسار ژیان فرستاده رضا شاه نیز از عهده آنان بر نیامد و دست خالی باز گشت، اما بعد از مدتی فوت کردند.

امنیت در منطقه کم کم پایدار شد اما بد‌تر از ناامنی قدرت روزافزون خوانین بود ک به حد بالای خود طی بیش از نیم قرن رسیده بود و مردم برای امرار معاش و فرار از تنگدستی چاره‌ای جز رعیت‌گری و عملگیِ خان‌های به ظاهر با مرام که مذهب را به خدمت گرفته بودند برای ساکت نگه داشتن عموم و انباشتِ ثروت را نداشتند. هر چه براین مردم گذشت طی این سالیان جز تحمل سختی و پایداری نبود تا اینکه اوایل دهه ۴۰ شمسی اصلاحات ارزی صورت گرفت و مردم مقداری پروبال گرفتند.

در جریان انقلاب سال ۵۷ مردم بیاض از پیش قراولان نهضت بودند و در پیروزی انقلاب نقش پررنگی داشتند.
در جنگ هشت ساله نیز مردم و جوانان بیاضی به یاری میهن شتافتند و جانفشانی‌ها کردند.

*

مردم شهرهای یزد و کرمان و شهرهای دور و نزدیک آن را با نام (انار و بیاض) می‌شناسند و در تمامی ادوار از مردم بیاض به نیکی یاد می‌کنند.

از گذشته تا بحال انسانهای فرهیخته و تلاشگر بسیاری ازین دیار برخاسته‌اند و به معنی واقعی ایثارگری و از خودگذشتگی تا توانسته‌اند دِین خود رابه این مرز و بوم اَدا کرده‌اند.

مردمانی اصیل و بافرهنگ که با لهجه فارسی و گویشی محلی که تلفیقی از لهجه کرمانی و یزدی (مهریزی) می‌باشد،  سخن می‌گویند که البته طی سالیان طولانی به یقین دستخوش تغییراتی شده است.

شغل اصلی اکثریت ساکنان بیاض کشاورزی می‌باشد به همراه ادوات و ملزوماتِ مربوطه که از همین طریق امرار معاش می‌کنند.

مردم بیاض به هیچ عنوان با سیاست بیگانه نیستند و مباحث سیاسی و اجتماعی نقل هر محفلی است گویا که با وجودشان اَجین اَست.

بیاض دارای آثار تاریخی بسیاری می‌باشد از جمله بافت خشتی کم نظیرِ بیاض قدیم که قدمتی دیرینه دارد که از جمله قلعه تاریخی و مسجد جامع و…. را شامل می‌شود که بسیار باشکوه و دیدنی است و احتیاج به سرمایه گذاری‌های فراوان و مراقبت و نگهداری بیشتری در حال حاضر دارد.

آنچه که مطالعه فرمودید درد نامه‌ای بود از آنچه طی سالیان طولانی و ادوار مختلف پیکره جاویدان بیاض به خود دید اما هربار استوار‌تر از گذشته چشم به آینده داشت.

و درین سال‌ها چه انسانهایی با چه استعداد‌ها و توانایی‌هایی که هرگز فرصت شکفتن نیافتند وَ با چه آرزوهایی آمدند و حسرت به دل با چهره‌ای آفتاب سوخته با کوله باری از رنج و درد از دنیا رفتند که عامل نود درصد عقب ماندگی‌ها و کاستی‌ها پادشاهان بی‌لیاقت و علی الخصوص قاجار بودند که کشور را صد‌ها سال به عقب راندند و مردم را به رمالان و دعانویسان و جن گیران سپردند و عامل نفوذ بیگانگان و استعمارگران در کشور شدند. برای مثال در زمانی که به علت نبود بهداشت عمومی و نبود سواد و دانش، بیماری وبا درین مناطق بیداد می‌کرد و مردم دسته دسته می‌مُردند در‌‌ همان زمان در نیویورک شهروندانِ عادی طی زمان ده ثانیه با آسانسور از طبقه اول به طبقه هشتادم می‌رسیدند و در آسمانخراش زندگی می‌کردند.

باشد که از تاریخ وگذشتگان پند بگیریم و در جهت کمال و رشد خویشتن و جامعه به کار ببندیم.

و فراوانند جوانانی که به اقتضای زمانه دست ازین دیار کهن کنده‌اند اما هنوز دل نکنده‌اند و صبح را با آرزوی سربلندی روزافزون برایش شب می‌کنند.

16 دیدگاه برای بیاض از سپیدی تا روسپیدی؛ گذری بر فراز و نشیب طی چند قرن

  1. سالومه
    -1

    جالب بود 
    اما بحث میراث فرهنگیش بسیار ضعیف بود 

    میراث فرهنگی بیاض از دوره هخامنشیان تا سایانیان و بعد از ان بوده 

    از تاراج  گنج های عظیم در  ۱۲سال گذشته 
    سخنی ب میان نیامد تمام مردم میدانند و حفاری های غیرمجاز وشبانه عده ای خود فروخته بهمراه   قاچاقچیان عتیقه کرمان یزد اصفهان 
    تهران  انتر و……
    همه دیدند اثارش هست 

    اما بهر حال خوب بود 

    ضمن اینکه   پسوند دهجی و میمندی ب دو یاغی معروف 

    نباید میامد یا توضیح میداد نگارنده  که  منظورش توهبن نیست 

    اقای عبدلی توکه  پسوند مسینان را یدک میکشی 

    یا نباید مینوشتی یا توضیح میدادی 

    حتی یک مورد دزدی از  کوچکعلی شیبانی در بیاض نیست

    هیچ سندی حتی تاریخ شفاهی از قدیمی ها 

    هرچه بوده  از خوانین   زورگوی  ب رعیت میگرفتند 
    تا جایی که گاهی رعیت از ظلم خان 
    بصورتی   رپورت  ب  یاغی میدادند 

    در مقاله ای ب انار پرس  جواب این قسمت شما را خواهم نوشت 
    امیدوارم جوابی داشته باشید ان شالله

  2. ناشناس
    -2

    بهرحال مال وقف خوردن روستاوادمهای ان منطقه را ریشه کن میکنه

  3. ناشناس
    0

    برا من خیلی جالب بود خیلی متن قشنگی بود،بعضی دوستان کلا خوششون میاد هر کی هر چی گف گیر بدن

  4. حسین عبدلی مسینان
    0

    عرض ادب و احترام دارم.
    حسین عبدلی مسینان هستم گردآورنده مطالب فوق.
    تعدیات و شرارتهای کوچکعلی یاغی بر هیچکس پوشیده نیست ،حتی خود مردم دهج و جوزم در بُرهه ای از زمان از اعمال و کردارش به ستوه اومده بودن و بارها مکاتبات و نامه نگاری هایی در جهت دستگیری کوچکعلی انجام داده بودند.
    مردم دهج و علی الخصوص بازماندگان یا اقوامِ شخص کوچکعلی شیبانی انسانهای بسیار شریف و با اصالتی هستند و خدایی ناکرده بنده قصد هیچ توهین یا جسارتی به ایشان را نداشتم و نخواهم داشت ،کوچکعلی هم مادرزاد یاغی نبود،طی یک مشاجره و وقوع یک قتل غیر عمد توسط او و در پی رضایت ندادن خانواده مقتول مجبور به ترک آبادی شد و روزگار خشن ازو یک یاغی تمام عیار ساخت.در هر صورت امیدوارم روحش شاد و قرین در آرامش باشد اماآنچه بیان کردم عین واقعیت است و نمیتوان منکر حقیقت شد و تاریخ رو تحریف کرد .
    انسان شروری که عامل وقوع هزاران جرم و جنایت و راهزنی و بگیر و ببند و …که تاریخ گواه آن است را نمیتوان به هیچ مِن الوجود تطهیر کرد.حالا اهل هرکجا که میخواهد باشد.
    در خصوصِ ایشان،بنده مستندات شفاهی و کتبی زیادی را شنیده ام و مطالعه کرده ام .برج بیاض واقع در تپه ورودی دهانه بیاض شاهدی بیطرف بر آنچه درآن سالها گذشت میباشد.
    و در جواب جناب سالومه عرض کنم درسته یاغیا گهگاهی به آبادی قاصد میفرستادن و از خوانین و اربابان باجگیری یا طلب مایحتاج میکردن و مهلت برای آوردن و تن دادن به خواسته هاشون معین میکردن اما در اصل اونا راهزن بودن و قرار نبود بیان تو آبادی از دیوار مردم بالا برن که شما میفرمایین کوچکعلی تو بیاض نیومده.
    مردم بالاجبار برای امرار معاش و گذران زندگی و تعامل با آبادیهای همجوار و تبادل کالا و تهیه مایحتاج و معالجه و حتی رفتن به سفر و زیارت و …باید از آبادی خارج میشدن و چون یاغیا در همه راهها و کوره راهها گماشته داشتن مردم به دامشون می افتادن و به هیچ کس هم رحم نمیکردن و تمام مال و اموال مردم رو غارت میکردن و اگه کسی قصد مقاومت داشت رو به بدترین نوع شکنجه میکردن و کتک میزدن و لخت روانه اش میکردن رو به آبادیش.حتی از یک بار هیزم هم نمیگذشتن.
    شرح وقوع بیش از چندین مورد راه بستن کوچکعلی یا دارو دسته و نوچه هاش بر مردم بیاض و توابع و تلکه کردن اونا رو بنده بارها از قدیمی ها شخصاً شنیدم به علاوه دههامورد نقل قول و جمله معروف کوچعلی که میگفته (بابا سوخته کور شو)
    یعنی بشین و دستاتو بزار رو سرتو چشاتم ببنند.
    و بد نیست بدانید که کوچکعلی به علت نداشتن کاسه زانوی پا و خم شدن بیش از حد زانوها به سمت عقب همانند آهو میدوید و در تیراندازی هم همتا و رقیبی نداشت و ده شاهی را در آسمان با تیر میزد و در نواختن نِی نیز مهارت بسیار زیادی داشت .در طی مدت زمان یاغی گری او افراد زیادی برای از بین بردن و ترور او نقشه ها کشیدند ولی هیچگاه موفق نشدند اما در کمال ناباوری عوامل سوء قصد به جانش را رها میکرد و نمیکشت. سرانجام در مهرماه سال هزارو سیصد و بیست و یک در سن پنجاه و چهار سالگی حوالی برج بیاض درحالی که در بستر بیماری بود بر اثر تزریق آمپول(سوزن خلاصی) توسط دکتر امیرخان بیاضی درگذشت و نامش برای همیشه در تاریخ ماندگار شد.
    ضمن تشکر فراوان از سایت انار پرس

  5. اناری
    +1

    درود بر عبدلی واقعا جالب بود .امادر جواب دوستمان باید عرض کنم نگارش متن قصدوغرضی برای تخریب کس بافردی راحامل نیست مثبت بنگر.

  6. فاضل
    -1

    اقای عبدلی در واقع امیر خان به کوچکعلی نامردی کرده وکوچکعلی به اطمینانی که به امیر داشته با او رفت وامد میکرد.. بعد از ترزیق امپول هم فهمیده که سوزن خلاصی بعش زده ویاراش گفتند هنوز در تیر راس است بزنیم گفته نه او که نامردی کرد شما نکنیدپ

  7. درست ببینیم
    0

    آقا بیاض کلمه پارسی نیست از کدوم منبع اینو اوردین ? ممنون توضیح بدین . در قدمت بیاض شکی نیست ولی اصلا این تحقیق که اولش با تناقض شروع شده تا اخرش اشتباه پیش رفته .مثل جریان شرور های زمان . وباید گفت در مورد کار انگلیسی ها اونا کاری کردن که یک سوم مردم ایران در قحطی جانشونو از دست دادن .سالی معرف به سال ۵ تومنی

  8. دوست
    0

    ممنونم آقای عبدلی بابت این مقاله اما بیاض ریشه فارسی نداره بلکه عربی است از خانواده بیض، ابیض، بیضاء و….

  9. ناشناس
    +1

    از اقای عبدلی تشکر می‌کنم بابت این تاریخ نگاری ویادداشت ارزشمندی است برای استفاده آیندگان و البته همین نوشته نیاز به تکمیل و اطلاعات بیشتر دارد و همه باید کمک کنیم تا با دوستی و رفاقت تاریخ ایران را زنده نگه داشته و آنهم منصفانه و با صداقت. باید شرایط فعلی و شرایطی که در گذشته بر ایران و جهان حاکم بوده در نظر گرفته شود و بر اساس آن قضاوت کنیم در عصر حاضر هم دوره‌ای داشتیم که با نا بخردی و تصمیماتی نسنجیده کشور ومنطقه را دچار مشکل کرده اند و قابل جبران هم نیست. از عوامل مهم رشد اقتصادی در کشور وجود مردانی که برای این سرزمین دل سوزاندن و بخصوص در منطقه کرمان بیاض و انار باید یاد کرد و گفت که این عزیزان چه کارها انجام دادند. تمام خان های منطقه بد نبودند و افرادی همانند امین تجار البته ایشان خان نبوده و نقش بسزایی در رونق اقتصادی منطقه داشته است و از هجری ها مهدوی ها و دیگران میتوان نام برد و تا الان که چه کسانی به منطقه خدمت کردند و چه بسا افرادی با ظلم و ستم باعث ایجاد مشکلات برای منطقه شدند امیدوارم که اقای عبدلی در آینده با تکمیل این اطلاعات و ارتباطات بین دو منطقه انار و بیاض تاریخ این سرزمین را به آیندگان منتقل کند و البته این وقت زیادی میگیرد و انشاءالله که روزی این هدف محقق شود 

  10. صدف
    0

    اصلاحات ارضی.نه ارزی.دقت کنید.

  11. انا
    0

    ممنون اقای عبدلی مقالتون واقعا اموزنده و جالب بود

  12. حسین عبدلی مسینان
    0

    کاملاً دوستان صحیح میفرمایین و بیاض واژه ای عربی است و بنده هم بدان واقف بودم و در اصل منظورم همین بوده که بیاض از الفاظ کهن میباشد که در پارسی به معنای سپید میباشد.حالا بدین صورت تایپ شده عذر خواهی میکنم.

  13. رحیمی
    0

    مهندس عبدلی دستی بسیار روان و قلمی شیوا در نوشتن دارن که خواننده رو خسته نمیکنه و نوشته ها یش بسیار دلنشین و پر از احساس هستن .ما مدتهاست از تحلیلگریها و روشنگریهای منطقی و مطابق باعقل و علم ایشون در شبکه های مجازی و اینترنت استفاده میکنیم.امیدوارم همیشه سلامت باشن و روزی دوباره به بیاض برگردن.

  14. ناشناس
    0

    مگه کجا تشریف دارند؟؟

  15. ناشناس
    0

    خیلی مقاله زیبایی بود و اطلاعات کامل و خوبی بود

ارسال پاسخ یا نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


  • تازه‌ترین خبرها